شعر و غزل امروز
من، تو ،خدا ... می شویم یک نفر  
توجهی بـــه تکاپــــــوی اين پلنگ نکن
به تير‌رس که رسيدم بزن، درنگ نکن

تمام حيثيت کوه از شکوه من است
نه افتخار به فتح دو تکه سنگ نکن

مرا به چنگ بياور چه زنده، چه مرده
به قدر ثانيه ای فکر نام و ننگ نکن

غرور دشت پر از رد گام های من است
مرا اسير قفس های چشم ‌تنگ نکن

درست بين دو ابـــروم را نشانــــــــه بگير
به قصد کشت بزن، لحظه ای درنگ نکن

هميشه اول و آخر تو می بری از من
تمام وقت را صرف صلح و جنگ نکن

فقط بخواه به پايت نمرده جان بدهــــم
برای کشتن من خواهش از تفنگ نکن

[ دوشنبه بیست و ششم اردیبهشت ۱۳۹۰ ] [ 22:24 ] [ شعر و غزل امروز ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

------------
شرجی شانه هام بوشهر است
چشم تو ابتدای خیسی ها
قلب من مهر آخرین سرباز
جلوی تیر انگلیسی ها

وسط ازدحام کارگران
بغلت کردم و تنم سِر شد
چاه کندند؛ چون نفهمیدند
از لبان تو گاز صادر شد!
"سید مهدی موسوی"


موضوعات وب
امکانات وب