|
شعر و غزل امروز
من، تو ،خدا ... می شویم یک نفر
| ||
|
آخرين مطالب
لینک دوستان
پيوندهای روزانه |
بانــوی عصر آهنــی و می شناسمت جلاد خوشگل منی و می شناسمت تاریک،سر به زیر، مه آلــود، بی خیال صبح عبوس لندنی و می شناسمت انگار قند تــــــوی دلــــم آب مــــی کنند وقتی که زنگ می زنی و می شناسمت می دانم از شکنجه من شاد می شوی آخر زنی ، زنـی ، زنی و می شناسمت یک روز صبـــح بی که خداحافظی کنی دل را یواش می کنی و می شناسمت [ سه شنبه چهاردهم شهریور ۱۳۹۱ ] [ 8:49 ] [ شعر و غزل امروز ]
|
درباره وبلاگ ------------ شرجی شانه هام بوشهر است چشم تو ابتدای خیسی ها قلب من مهر آخرین سرباز جلوی تیر انگلیسی ها وسط ازدحام کارگران بغلت کردم و تنم سِر شد چاه کندند؛ چون نفهمیدند از لبان تو گاز صادر شد! "سید مهدی موسوی"
موضوعات وب
برچسبها وب
شعر و غزل امروز (300)
شعر و غزل (286)
غزل (19)
شعر (13)
حسین منزوی (13)
غزل پست مدرن (13)
غلامرضا طریقی (13)
اشعار غلامرضا طریقی (13)
شهراد میدری (11)
نجمه زارع (10)
اشعار سیدمهدی موسوی (10)
اشعار نجمه زارع (10)
اشعار حسین منزوی (9)
علیرضا آذر (9)
اشعار ناصر حامدی (9)
شعر و غزل معاصر (9)
اشعار فاضل نظری (9)
فاضل نظری (9)
سیدمهدی موسوی (9)
ناصر حامدی (9)
آرشيو مطالب
امکانات وب |
| [قالب وبلاگ : تمزها] [Weblog Themes By : themzha.com] | ||