شعر و غزل امروز
من، تو ،خدا ... می شویم یک نفر  

فرمـان بده پیغمبر اعجـــاز برقصم

در چشم چهل رند نظر باز برقصم

تو تار، دوتاری و سه تــاری و سماعی

با شور بخوان گوشه ی شهناز برقصم

نه دف د د دف ...نای نی و عود بیاور

تا یاد بگیرم کــــه به هر ساز برقصم

با دامن پرچین خودم چــــرخ...بچرخم

قلیان بکشی...قل بزنی...باز برقصم

با تن ت ت تن تن ت ت تن شور بگیرم

هی سکّه ی زرکـــوب بیانداز برقصم

از  داغی خرماپـــز اهـــــواز بیایـــــم 

در مستی میخانه ی شیراز برقصم

دیوانه که از حکم وجزا ترس ندارد

مطرب تو بزن باز از آغـــاز برقصم

[ پنجشنبه دوم تیر ۱۳۹۰ ] [ 22:18 ] [ شعر و غزل امروز ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

------------
شرجی شانه هام بوشهر است
چشم تو ابتدای خیسی ها
قلب من مهر آخرین سرباز
جلوی تیر انگلیسی ها

وسط ازدحام کارگران
بغلت کردم و تنم سِر شد
چاه کندند؛ چون نفهمیدند
از لبان تو گاز صادر شد!
"سید مهدی موسوی"


موضوعات وب
امکانات وب