|
شعر و غزل امروز
من، تو ،خدا ... می شویم یک نفر
| ||
|
با سلام به دوستان و همراهان وبلاگ شعر و غزل امروز آسرو
دوستان در تلگرام با مطالب متنوع ادبی و فرهنگی در خدمتتون هستیم همراه ما باشید لینک کانال تلگرام شعر و غزل امروز آسرو
برچسبها: شعر و غزل امروز [ جمعه پانزدهم بهمن ۱۳۹۵ ] [ 12:29 ] [ شعر و غزل امروز ]
چقدر ساده به هم ریختی روان مرا
بریده غصّه ی دل کندنت امان مرا قبول کن که مخاطب پسند خواهد شد به هر زبان بنویسند داستان مرا گذشتی از من و شب های خالی از غزلم گرفته حسرت دستان تو جهان مرا سریع پیر شدم آنچنانکه آینه نیز شکسته در دل خود صورت جوان مرا به فکر معجزه ای تازه بودم و ناگاه خدا گرفت به دست تو امتحان مرا نه تو خلیل خدایی نه من چو اسماعیل بگیر خنجر و در دم بگیر جان مرا تو را به حرمت عشقت قسم بیا برگرد بیا و تلخ تر از این مکن دهان مرا چه روزگار غریبی است بعد رفتن تو بغل گرفته غمی کهنه آسمان مرا تو نیم دیگر من نیستی ؛ تمام منی تمام کن غم و اندوه سالیان مرا ----------------------------------------- این غزل با صدای امیر عظیمی دانلود آهنگ نیم دیگر امیر عظیمی شعر: امید صباغ نو خواننده امیر عظیمی *********************************** در تلگرام با کانال وبلاگ شعر و غزل امروز آسرو در خدمت دوستان هستیم آدرس کانال تلگرام وبلاگ شعر و غزل امروز برچسبها: امید صباغ نو, نیم دیگر, نیم دیگر امیر عظیمی, آهنگ امیر عظیمی [ شنبه بیست و سوم بهمن ۱۳۹۵ ] [ 21:12 ] [ شعر و غزل امروز ]
لبخند زد به ساعت روی جلیقه اش
فرقی نداشت ساعت و روز ودقیقه اش مو شانه کرد... ریش تراشید... عطر زد... این بار هیچ حرف ندارد سلیقه اش بر صندلی نشست... کبریت زد به پیپ دستی کشید روی تفنگ عتیقه اش با این پدر بزرگ فقط قوچ و میش کشت خود را ولی نه!... مثل زن بد سلیقه اش در لوله تفنگ گلوله گذاشت... گفت: آدم چه فرق دارد قلب و شقیقه اش؟! شلیک!... گمب!... بعد گلی مخملی شکفت بر دکمه های تنبل روی جلیقه اش!... --------------------------------- در تلگرام با کانال وبلاگ شعر و غزل امروز آسرو در خدمت دوستان هستیم آدرس کانال تلگرام وبلاگ شعر و غزل امروز برچسبها: محمدسعید میرزایی, اشعار محمدسعید میرزایی, شعر, غزل [ پنجشنبه بیست و یکم بهمن ۱۳۹۵ ] [ 21:26 ] [ شعر و غزل امروز ]
... ولی نشد برسد دست من به دامن تو
نشد که بو کنمت ای بهار در تن تو! گرفت دست مرا هرکه ، بر زمینم زد بگیر دست مرا ، دست من به دامن تو به شاه بیت غزل های خواجه می مانست غزل ترانه ی چشمان مردافکن تو شکوه شرقی خورشید های ناپیدا نشد که نور بتابد به من ز روزن تو تو باغ روشن آوازهای پیوندی نشد که خوشه بچینم شبی ز خرمن تو غریبه چشم تو را جار می زند اما منم که گم شده ام در نگاه روشن تو غریب و گنگ به بن بست مرگ افتادم بیا! نیایی اگر خون من به گردن تو غروب بود و من و تو غریب ، وقت وداع صدای هق هق من بود و گریه کردن تو -------------------------- در تلگرام با کانال شعر و غزل امروز آسرو در خدمت دوستان هستیم آدرس کانال تلگرام وبلاگ شعر و غزل امروز برچسبها: مرتضی امیری اسفندقه, اشعار مرتضی امیری اسفندقه, شعر و غزل امروز, شعر [ یکشنبه هفدهم بهمن ۱۳۹۵ ] [ 9:55 ] [ شعر و غزل امروز ]
ای بوسه ات شراب و ، از هر شراب خوش تر
ساقی اگر تو باشی ، حالم خراب خوش تر بی تو چه زندگانی ؟ گر خود همه جوانی ای با تو پیر گشتن ، از هر شباب خوش تر جز طرح چشم مستت ، بر صفحه ی امیدم خطی اگر کشیدم ، نقش بر آب خوش تر خورشید گو نخندد ، صبحی تتق نبندد ای برق خنده هایت ، از آفتاب خوش تر هر فصل از آن جهانی است ، هر برگ داستانی ای دفتر تن تو ، از هر کتاب خوش تر چون پرسم از پناهی ، پشتی و تکیه گاهی آغوش مهربانت ، از هر جواب خوش تر خامش نشسته شعرم ، در پیش دیدگانت ای شیوه ی نگاهت ، از شعر ناب خوش تر ---------------------------------------- در تلگرام با کانال شعر و غزل امروز آسرو در خدمت دوستان هستیم آدرس کانال تلگرام وبلاگ شعر و غزل امروز asru1@ برچسبها: حسین منزوی, اشعار حسین منزوی, شعر و غزل امروز, غزل [ چهارشنبه سیزدهم بهمن ۱۳۹۵ ] [ 21:26 ] [ شعر و غزل امروز ]
|
||
| [قالب وبلاگ : تمزها] [Weblog Themes By : themzha.com] | ||