|
شعر و غزل امروز
من، تو ،خدا ... می شویم یک نفر
| ||
|
ابرهای بغض در رؤیای بارانی شدن سینهها؛ دریاچهای در حال طوفانی شدن پنجهی خونین بالشها پُر از پَرهای قو زندگی آن مردِ نابینای تنهاییست که – قطرهای پلک مرا بدجور سنگین کرده است خوب میفهمم چه حالی دارد از بیهمدمی برکههای تشنه میبینند با چشمان خیس خالیام از اشتیاق بودن و تلخ است تلخ چارهی لیلای بی مجنون این افسانه چیست؟ ........... دوستان برای خواندن اشعار و مطالب ادبی و فرهنگی به کانال تلگرام شعر و غزل امروز آسرو بپیوندید آدرس تلگرام شعر و غزل امروز @asru1 t.me/asru1 برچسبها: حسنا محمدزاده, اشعار حسنا محمدزاده, شعر و عزل, شعر و غزل امروز [ سه شنبه هفدهم بهمن ۱۳۹۶ ] [ 9:10 ] [ شعر و غزل امروز ]
|
||
| [قالب وبلاگ : تمزها] [Weblog Themes By : themzha.com] | ||