|
شعر و غزل امروز
من، تو ،خدا ... می شویم یک نفر
| ||
|
غزل چشمت غزل مویت غزل لبهات بانو جان
خدا رحـمش بیاید بر مخاطب هات بانــو جان نگاهت منتقدها را حسابـی بـی زبان کرده و شاعرهای سر در گم که در شب هات بانو جان غنایی راه رفتن ها؛حماسی عشوه کردن ها چه می چسبد برای ما مجرب هات بانو جان تبــم تند است و هذیانم مفاعیلن مفاعیلن دعا کن قسمتم باشد تو و تب هات بانو جان * رسیدم روی این بیتی که عمرش یازده قرن است و می پرسم به شکلی که مودب هات بانو جان: تو مرصاد العبـادی یا فـروغ کشف الاسراری که رندی می گذارد سر به مکتب هات بانو جان؟ تو لامذهب ترین شعری که خیییییلی دوستش دارم به می سجاده رنگیـن شد و شد لب هات بانو جان برچسبها: کمیل ایزدجو, اشعار کمیل ایزدجو, شعر و غزل امروز, شعر و غزل [ شنبه چهاردهم آذر ۱۳۹۴ ] [ 0:50 ] [ شعر و غزل امروز ]
|
||
| [قالب وبلاگ : تمزها] [Weblog Themes By : themzha.com] | ||