|
شعر و غزل امروز
من، تو ،خدا ... می شویم یک نفر
| ||
|
مثــل زبـــان مـادری ام دوست دارمت با لهجهی علی اصغریام دوست دارمت عطری که میزنی به تنت بویش آشناست مجنــون بـــــوی بربریام دوست دارمت دیوانــهی حجاب تو و چادرت شدم اما بدون روسریام دوست دارمت قصدم حلال بود ولــــی خب اگر نشد یک جورهای دیگریام دوست دارمت راجـــع بـــه من عزیــــز دلــــم فکر بد نکن یعنی به چشم خواهریام دوست دارمت برچسبها: محمد رفیعی, اشعار محمد رفیعی, شعر و غزل, شعر و غزل امروز [ دوشنبه هجدهم شهریور ۱۳۹۲ ] [ 23:29 ] [ شعر و غزل امروز ]
من را به شکل آدم تنهای دیگری تبعید کرده اند بــه دنیــای دیگری تا اینکه یک غروب همین چند وقت پیش تـــو آمدی بـــه هیئت حـــوای دیگـــــری ای عشق مدتی است دلم غرق لذت است بخشیده ای بــــه درد تــــو معنـــــای دیگری با خلق تو گذاشت خدا جن و انس را ناکـــام در جواب معمــــای دیگــــــری عمری است در غزل سخن ازحسن یوسف است دیگــــر رسیده نــوبت زیبـــــای دیگـــــــری اینبار چند میوه ی نارنج لازم است؟ در من حلول کرده زلیخـــای دیگری پایان قصه هیچکسی جز من و تو نیست ایـــن بار من کنـــــار توام جـــای دیگری گفتی که شعرهام شبیه گذشته نیست طبعــم رسیده است بـــه امضــای دیگری برچسبها: محمد رفیعی, اشعار محمد رفیعی, شعر و غزل, شعر و غزل امروز [ دوشنبه هجدهم شهریور ۱۳۹۲ ] [ 23:24 ] [ شعر و غزل امروز ]
|
||
| [قالب وبلاگ : تمزها] [Weblog Themes By : themzha.com] | ||