|
شعر و غزل امروز
من، تو ،خدا ... می شویم یک نفر
| ||
|
من روی گازم، مثل سوپی سرد از دیشب
در تختخوابت هستم و می سوزمت در تب من در پذیرایـی، اتاقِ خواب، حمّامت در شعر های بی مجوز، بی سرانجامت من، روح سرگردان توی خانه ات شاید می بینمت در انتظاری و نمی آید می بینمت در حسرت آن ارتباطی که.. می بینمت در مه، در این تصویر ماتی که.. می بینی ام؟ حس میکنی اصلا حضورم را ؟ این نانوشته نامه های راه دورم را - تنها بخوان، من فرق دارم با من قبلی این دوست تازه کجا و دشمن قبلی قبل از تو من مغرور بودم، سخت بودم، حیف.. در عمق دنیای خودم خوشبخت بودم، حیف.. من شعر بودم، درد بودم، زن نبودم، مرد آن زن که با تو بود، اصلا من نبودم مرد بعد از تو من هی زن شدم، هی درد می خوردم هی عاشقت بودم و از این عشق می مردم من خنجرت را دیدم و از پشت می ماندم انگشت هایم می شکست و مشت می ماندم "من" روبه رویت بودم و "او" پشت خطت بود "تو" مشترک بودی و "من" غرق حسادت بود روی لباست تار مــــوهای زیادی هست بین "من" و "تو" حرف "او"های زیادی هست حالا اگـــر چه دیر، می فهمم پشیمانی من بر نمی گردم، خودت هم خوب میدانی من هستم و می بینی و می خوانی ام هر شب من، شهوتی ویران که می سوزانمت در تب تو نیستی و بی تو من سیگاری و مستم من با تو زن بودم ولی بی تو خودم هستم برچسبها: نرگس کاظمی زاده, اشعار نرگس کاظمی زاده, شعر و غزل, شعر و غزل امروز [ جمعه چهارم دی ۱۳۹۴ ] [ 13:28 ] [ شعر و غزل امروز ]
یک بوم خط خطی ، دو سه طرح سیاه ومات
پیوست عاشقــــانه ی ما هــــم به خاطرات این روزهـــــــا دوباره دلـــــم تنگ می شود این روزهــــا دوبـــاره غـــــــزل گفته ام برات از وزن شـعرهــاي تو بيـرون نمــي زنــم مفعـول و فاعــــلات و مفـاعيل و فاعـــلات ذهنم حيــاط خلـوتِ افكارِ گرگ و ميش روحم اسيـــر كشمكش ذهن بي ثبــات شطرنج چشم هـاي تو دل را تبــاه كرد اسب سفيد كيش، وشاه سيـــاه، مــات يك بوم خط خطي، دوسه طرح سياه ومات اين آخرين نگاه به دنياست، مرگ، کــــــات [ دوشنبه هشتم شهریور ۱۳۸۹ ] [ 6:33 ] [ شعر و غزل امروز ]
|
||
| [قالب وبلاگ : تمزها] [Weblog Themes By : themzha.com] | ||