|
شعر و غزل امروز
من، تو ،خدا ... می شویم یک نفر
| ||
|
حالا که خیال است نباشد بهتر
پرواز محــال است نباشد بهتر ازحال پرندگان زخمـی پیداست بالی که وبال است نباشد بهتر ! ---------------------------- گرد از سر و روی کاروانها پیداست دلواپسی شگفت جانها پیداست هروقت که رفتن از سر ناچاریست اندوه سفر از چمدانها پیداست ! ------------------------------ با عشق اگرچه سوی هم آمده ایم بغضیم کــه در گلـــوی هم آمده ایم ما چون دو قطار روی یک ریل ولی افسوس که روبروی هم آمده ایم ! ----------------------------- هرکس که تو را دید پر از عصیان شد سهمش فقط آوارگی و تاوان شد بیچاره نسیم راه خود را می رفت پیچید میان زلف تــو طوفان شد ! برچسبها: سیداکبر سلیمانی, اشعار سیداکبر سلیمانی, رباعی, شعر و غزل امروز [ دوشنبه بیست و پنجم آبان ۱۳۹۴ ] [ 10:48 ] [ شعر و غزل امروز ]
|
||
| [قالب وبلاگ : تمزها] [Weblog Themes By : themzha.com] | ||