شعر و غزل امروز
من، تو ،خدا ... می شویم یک نفر  
نخواهی دید جز من، در کسی این سربه راهی را

بـــرای  بردن  دریــــا  بیــــــاور  تنگ  ماهــــــی  را

جدا کردی مسیر خویش را از من ولی دستی

به هــم پیوند داده انتهـــای این دوراهـــــی را

مرا می خواهــی اما در مقابل شرط هم داری

دوباره زنده کردی دوره ی مشروطه خواهی را

بـرای دیدنت فرقـــی  ندارد راه  و  بـی راهه

به مقصد می رسانم هر مسیر اشتباهی را

به عشقت هرکسی شاعر شد از میدان به در کردم

زمانی  " مولوی " و  این  اواخر  هم  " پناهی " را  !


برچسب‌ها: سورنا جوکار, اشعار سورنا جوکار, شعر و غزل, شعر و غزل امروز
[ شنبه دوازدهم بهمن ۱۳۹۲ ] [ 22:30 ] [ شعر و غزل امروز ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

------------
شرجی شانه هام بوشهر است
چشم تو ابتدای خیسی ها
قلب من مهر آخرین سرباز
جلوی تیر انگلیسی ها

وسط ازدحام کارگران
بغلت کردم و تنم سِر شد
چاه کندند؛ چون نفهمیدند
از لبان تو گاز صادر شد!
"سید مهدی موسوی"


موضوعات وب
امکانات وب