|
شعر و غزل امروز
من، تو ،خدا ... می شویم یک نفر
| ||
|
دستی به گِل کشیدی و تن آفریده شد بعد از کمـــی تمـــام بدن آفریــــده شد یک کاسه آب و چرخ ، که می چرخد و بر آن انــدام خیس دلبـــر من آفریــده شد آرام با دو دست خودت حلقه می زدی تا اینکه سر بـــه روی بدن آفریده شد ساکت نشسته بودی و شیطان به صورتش ناخــن کشید و بعــد دهــــن آفریـــده شد آنوقت روبروی تو خندید و گفت : آه ! یک اشتباه کــردی و زن آفریده شد برچسبها: رضا سیرجانی, اشعار رضا سیرجانی, شعر و غزل, شعر و غزل امروز [ پنجشنبه سی و یکم مرداد ۱۳۹۲ ] [ 23:57 ] [ شعر و غزل امروز ]
|
||
| [قالب وبلاگ : تمزها] [Weblog Themes By : themzha.com] | ||