|
شعر و غزل امروز
من، تو ،خدا ... می شویم یک نفر
| ||
|
لب به لب مهمانی ات را با سکوت آغاز کن از کنـــایه دست بــردار و فقـــط ایجــــاز کن دعـوتت را فــاش کـــن پیغمبـــر زیبــــای من وحی شو بر قلب من افشای هر چه راز کن عطر دستت سطح میز شام را پر کرده است شمــع را روشن بکن تکمیــل این اعجــاز کن کوک کردم ساز را در “دستگاه اصفهان” لهجـــه ات را وارد روح لطیــف ساز کن فرصت پروانگی مابین دستان من است در فضــای تنگ آغـــوشم بیــــا پرواز کن لامپ را خاموش کن حالا که شب آغاز شد چشــم هایت را ببند و دکمــه ها را بـاز کن برچسبها: بنیامین پورحسن, اشعار بنیامین پورحسن, شعر و غزل, شعر و غزل امروز [ پنجشنبه بیست و چهارم مرداد ۱۳۹۲ ] [ 23:10 ] [ شعر و غزل امروز ]
|
||
| [قالب وبلاگ : تمزها] [Weblog Themes By : themzha.com] | ||