شعر و غزل امروز
من، تو ،خدا ... می شویم یک نفر  
از چشمهای من هیجان را گرفته اید

این روزها عجب خودتان را گرفته اید

اردیبهشت نیست که اردی جهنم است

لبهای سرختان کـــــه دهان را گرفته اید

به چرت و پرت و فحش و ... ببخشید مدتی ست

از شعرهام لحن و بیان را گرفته اید

خانم! جسارت است ببخشید یک سوال

با اخمتان کجای جهـــــــــان را گرفته اید؟

خانم ! شما که درس نخواندید ....پس کجا

کی دکترای زخــــــــــــــم زبان را گرفته اید

خانم! جواب نامه ندادید بس نبود؟

دیگر چـــــــرا کبوترمان را گرفته اید

خانم! عجالتا برویم آخــــــــــــــــر غزل

نه اینکه وقت نیست امان را گرفته اید

[ سه شنبه بیست و سوم فروردین ۱۳۹۰ ] [ 11:46 ] [ شعر و غزل امروز ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

------------
شرجی شانه هام بوشهر است
چشم تو ابتدای خیسی ها
قلب من مهر آخرین سرباز
جلوی تیر انگلیسی ها

وسط ازدحام کارگران
بغلت کردم و تنم سِر شد
چاه کندند؛ چون نفهمیدند
از لبان تو گاز صادر شد!
"سید مهدی موسوی"


موضوعات وب
امکانات وب