|
شعر و غزل امروز
من، تو ،خدا ... می شویم یک نفر
| ||
|
مرا بازیچـه خود ساخت چـون موسا که دریا را فراموشش نخواهم کرد چون دریا که موسا را نسیم مست وقتی بوی گل میداد حس کردم کـــه این دیوانــه پرپر میکند یک روز گـــلها را خیانت قصهی تلخی است اما از که مینالم؟ خودم پــــرورده بودم در حــواریــون یهــــودا را خیانت غیرت عشق است وقتی وصل ممکن نیست چـــه آســــان ننگ میخوانند نیرنگ زلیخــــا را کسی را تاب دیدار سرِ زلف پریشان نیست چـــرا آشفته میخواهی خدایــا خاطر ما را نمیدانم چـــه افسونی گریبانگیر مجنون است که وحشی میکند چشمانشآهوهای صحرا را چه خواهد کردبا ما عشق؟پرسیدیم و خندیدی فقــــط با پاسخت پیچیـدهتر کــــردی معمــــا را برچسبها: فاضل نظری, اشعار فاضل نظری, شعر و غزل, شعرو غزل امروز [ جمعه سی و یکم خرداد ۱۳۹۲ ] [ 14:56 ] [ شعر و غزل امروز ]
|
||
| [قالب وبلاگ : تمزها] [Weblog Themes By : themzha.com] | ||