|
شعر و غزل امروز
من، تو ،خدا ... می شویم یک نفر
| ||
|
هر چـه بر ما می رود از خواهش دل می رسد از دل خوش باور و کج فهم و غافل می رسد ! غالبـاً در وقت اجرایــی شدن هـــر نقشه ای – دست کم در چند جا حتماً به مشکل می رسد می رود اینجا سر هر بی گناهی روی دار ! بار کــج این روزها اغلب به منزل می رسد! لطف قاضی بوده همراهش! تعجب پس نکن – خونبها اینجــا اگر دیدی بـــه قاتل می رسد ! آخرش تیر خلاص از پشت سر شلیک شد ! ظاهراً هر چند دارد از مقــــابل می رسد ! هر ورق از تخته هایش دست یک موج است و باز – کشتی بیچــــاره پندارد بــه ساحل می رسد ! برچسبها: اصغر عظیمی مهر, اشعار اصغر عظیمی مهر, شعر و غزل, شعر و غزل امروز [ شنبه یازدهم خرداد ۱۳۹۲ ] [ 17:39 ] [ شعر و غزل امروز ]
|
||
| [قالب وبلاگ : تمزها] [Weblog Themes By : themzha.com] | ||