شعر و غزل امروز
من، تو ،خدا ... می شویم یک نفر  
ابر وقتـــی از غم چشم تو غافل میشود

جای باران میوه اش زهر هلاهل میشود

سر بچرخان از تنت بیرون بیا لختی برقص

در هــــوای چیدنت دستان من دل میشود

سر بچرخان از هوا سرشار شو قدری بخند

دین من با خنده گـــــرم تــــــو کامل میشود

هر طرف رو میکنم محرابی از ابروی توست

رو بگردانــــی نمـــــــاز خلـــق باطل میشود

میتوانی تب کنی بغض زمین را بشکنی

بی نگاهت آب اقیانوسهـــــا گل میشود

چشمهــــایم را بگیــــر و چشمهـــایت را مگیر

ای که بی چشم تو کار عشق مشکل میشود


برچسب‌ها: ناصر حامدی, اشعار ناصر حامدی, شعر و غزل, شعر و غزل امروز
[ چهارشنبه هجدهم اردیبهشت ۱۳۹۲ ] [ 20:2 ] [ شعر و غزل امروز ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

------------
شرجی شانه هام بوشهر است
چشم تو ابتدای خیسی ها
قلب من مهر آخرین سرباز
جلوی تیر انگلیسی ها

وسط ازدحام کارگران
بغلت کردم و تنم سِر شد
چاه کندند؛ چون نفهمیدند
از لبان تو گاز صادر شد!
"سید مهدی موسوی"


موضوعات وب
امکانات وب