|
شعر و غزل امروز
من، تو ،خدا ... می شویم یک نفر
| ||
|
درون قهوه ی من حدس فال آسان است همیشه نقش تو در انتهای فنجان است دوباره سیب، دوبــــاره گناه بوسیدن اگر غلط نکنم کار، کار شیطان است گناه نیست عزیـــــزم، بهشت من اینجاست حقیقت است که تقدیر، دست انسان است برای گریه ی بیتاب، شانه کــــــــم دارم بدان بدون تو امسال، سال ِ باران است !! بدون عطرت اگــــــر هم بهار شد اما درون قلب یخم تا ابد زمستان است بخواب باز و ببین خواب ِ شــــــــــــاه هفتم را اگرچه در شب من غم همیشه مهمان است! تمام حرف من این است: عشق... تنها عشق...! اگرچه درد ولی بـــــــــــــــــــــــاز عین درمان است! [ دوشنبه بیست و دوم فروردین ۱۳۹۰ ] [ 10:37 ] [ شعر و غزل امروز ]
|
||
| [قالب وبلاگ : تمزها] [Weblog Themes By : themzha.com] | ||