شعر و غزل امروز
من، تو ،خدا ... می شویم یک نفر  

تمـام این غزل از من..به...به  به به زیبا

به ترس و لرز زنی در من است که زیبا

دوباره قد قشنگ تو پشت گریه که محو

درست مثل درختــــان پشت مه زیبــــا

کجــــا نشسته؟ کــــه در موقعیت میــــوه

زنی به شکل گلابی به شکل  - به – زیبا

زنی که متن غزل های بعد از اینم شد

پرید توی دلــــــم بــــی مقدمه زیبـــــا

رسید و زنگ مرا زد که دوستت دارم

که بی گدار که بی هیچ واهمه زیبـا

به شکل- به – زنی از دست این غزل افتاد

زنــــــی که غلت زد و رفت پشت مـــه زیبا

نه میوه ای نه زنی آه از این تهی دستی

چـــــه زود در غزلـــــــم یافت خاتمه زیبـا


برچسب‌ها: رضا علی اکبری, اشعار رضا علی اکبری, شعر و غزل امروز, شعر و غزل
[ شنبه چهاردهم اردیبهشت ۱۳۹۲ ] [ 12:5 ] [ شعر و غزل امروز ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

------------
شرجی شانه هام بوشهر است
چشم تو ابتدای خیسی ها
قلب من مهر آخرین سرباز
جلوی تیر انگلیسی ها

وسط ازدحام کارگران
بغلت کردم و تنم سِر شد
چاه کندند؛ چون نفهمیدند
از لبان تو گاز صادر شد!
"سید مهدی موسوی"


موضوعات وب
امکانات وب