شعر و غزل امروز
من، تو ،خدا ... می شویم یک نفر  
بازهــم رایحــــه ی خــوب تنت می آید

بوی یک بوسه ی ناب از دهنت می آید

لبنیات تـو از زیر لباست پیداست..

چقدر چاک به این پیرهنت می آید

دست من سوی تو با قیمت یک مشت غزل

بــــــــه  خــریداری  جنـس  بدنت  مــی آید

ابتدایش لب دریاست..به دریا زده ام

دامنت خــوب به دریا شدنت می آید

فال حافظ که زدم گفت:کمی صبر کنی..

یوسفِ عشق بـــه خاک وطنت می آید

دفعه ی قبل هم از شهر سفر برگشتی..

مطمئنــــم  خبـــــــر  آمدنت  می آید..


برچسب‌ها: محمد شریف, اشعار محمد شریف, شعر و غزل, شعر و غزل امروز
[ شنبه سی و یکم فروردین ۱۳۹۲ ] [ 3:5 ] [ شعر و غزل امروز ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

------------
شرجی شانه هام بوشهر است
چشم تو ابتدای خیسی ها
قلب من مهر آخرین سرباز
جلوی تیر انگلیسی ها

وسط ازدحام کارگران
بغلت کردم و تنم سِر شد
چاه کندند؛ چون نفهمیدند
از لبان تو گاز صادر شد!
"سید مهدی موسوی"


موضوعات وب
امکانات وب