شعر و غزل امروز
من، تو ،خدا ... می شویم یک نفر  
در من نویدِ جنگِ غــم انگیزِ دیگریست

در چشم هام جراتِ چنگیز دیگریست

جنگِ میان ما دو نفر کشته می دهد

وقتی کـه دستهات گلاویز دیگریست

فهمیده ام که داغِ جنوب از وجود توست

اهواز بـــی حضـور ِ تــــو، تبریزِ دیگریست

با نخل های شهر شما شرط بسته ام

پشت خزان طی شده پاییز دیگریست

در دادگاه...کافـــه...تفــاوت نمی کند

وقتی خدای قصّه سرِ میزِ دیگریست


برچسب‌ها: امید صباغ نو, اشعار امید صباغ نو, شعر و غزل امروز, شعر و غزل
[ دوشنبه بیست و هشتم اسفند ۱۳۹۱ ] [ 15:53 ] [ شعر و غزل امروز ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

------------
شرجی شانه هام بوشهر است
چشم تو ابتدای خیسی ها
قلب من مهر آخرین سرباز
جلوی تیر انگلیسی ها

وسط ازدحام کارگران
بغلت کردم و تنم سِر شد
چاه کندند؛ چون نفهمیدند
از لبان تو گاز صادر شد!
"سید مهدی موسوی"


موضوعات وب
امکانات وب