شعر و غزل امروز
من، تو ،خدا ... می شویم یک نفر  
دو چشمت از عسل لبریز و لب‌هایت شکر دارد

بیــــا، هرچند مـــی‌گــویند: شیرینـــی ضرر دارد

زدم دل را بـــه حافظ ، دیدم او امشب برای من -

"لبش می‌بوسم و در می‌کشم می" در نظر دارد

***

پریشان است و افسون و هوس در چشم او جمع است

پـــــری‌ رو از پـــــریده‌ رنگ آخــــر کِــــی خبـــــــــر دارد؟

اگر چه مثل نرگس نیست چشمش سخت بیمار است

کـمر چـــون مــــو ندارد او ، ولـــــی مــــو تـــا کمــر دارد

لبش شیرین و حرفش تلخ و چشمش مست و قلبش سنگ

درشت  و  نــــرم  را  آمیـــخته  با  خیــــــــــــــر  و  شــر  دارد

بــــه یـــاد اولین بیت از کتــــابِ خواجــــه افتادم

شروع عشق شیرین است، بعدش دردسر دارد


برچسب‌ها: یهمن صباغ زاده, اشعار بهمن صباغ زاده, شعر و غزل امروز, شعر و غزل
[ دوشنبه هجدهم دی ۱۳۹۱ ] [ 1:31 ] [ شعر و غزل امروز ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

------------
شرجی شانه هام بوشهر است
چشم تو ابتدای خیسی ها
قلب من مهر آخرین سرباز
جلوی تیر انگلیسی ها

وسط ازدحام کارگران
بغلت کردم و تنم سِر شد
چاه کندند؛ چون نفهمیدند
از لبان تو گاز صادر شد!
"سید مهدی موسوی"


موضوعات وب
امکانات وب