شعر و غزل امروز
من، تو ،خدا ... می شویم یک نفر  
 چشم های تو قهوه ی ترک است ابروانت هوای کردستان

خنده هايت کلوچـه ی فومن گريه های تــو چــای لاهيجان

ساحل انزلـی ست چشمانت مـــوج ها آبروت را بردند

تن داغ تو ماسه ی درياست توی گرمای ظهر تابستان

ای درخت مبـــارک نارنـــج  تــــو چــــراغ محــله ی مــــايــی

مرد همسايه ی شما دزد است شاخه ات را برای من بتکان

مثل اخبار تازه می مانی كه به چشم كسی نيامده ای

نكند ناگهـــان يكی برسد برساند تــــو را به گوش جهان

خبــر قتل عام آدم ها صبــح يک روز در مزارشريف

خبر يک تصادف خونين عصر يک روز جاده ی تهران

خبــر دستگيــری صدام مثـــل يک انفجـــار در بغداد

خبر دستگيری يک صرب توی شبه جزيزه ی بالكان

آن چنان تشنه ام اگر بدهند آب های مديترانه كم است

خبـــر چند شاخــــه ی زيتــــون خبــــر انتفاضـه و لبـنان

مستی و می روی به جانب چپ، مستی و می روی به جانب راست

گــــاه مثل مقاله ای در شـرق گـــاه چـــــون سرمقاله ی كيهـــــان!!

ماه مرداد بی تو می گذرد حيف اين هفت تيـر خالی نيست

من خودم پيش پيش می ميرم ديگر اين قدر ماشه را نچکان

برچسب‌ها: آرش پورعلیزاده, اشعار آرش پورعلیزاده, شعر و غزل, شعرو غزل امروز
[ دوشنبه چهارم دی ۱۳۹۱ ] [ 0:12 ] [ شعر و غزل امروز ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

------------
شرجی شانه هام بوشهر است
چشم تو ابتدای خیسی ها
قلب من مهر آخرین سرباز
جلوی تیر انگلیسی ها

وسط ازدحام کارگران
بغلت کردم و تنم سِر شد
چاه کندند؛ چون نفهمیدند
از لبان تو گاز صادر شد!
"سید مهدی موسوی"


موضوعات وب
امکانات وب