شعر و غزل امروز
من، تو ،خدا ... می شویم یک نفر  
می ترسم از جسارت از دور دیدنت

امــا منـــم...وعــادت  از  دور دیدنت

خیلی عجیب نیست اگریک زمان شدم

سرخـــورده  از  خجــالت  از  دور دیدنت

اما هنوزهم که هنوز است دلخوشم

با شـــوق بـــــی نهایت از دور دیدنت

دنیای تلـــــخ دفتر من شعر میشود

تامی رسم به ساعت از دور دیدنت

امروز هم اسیر همین بیت ها شدم

از دست رفت فـرصت از دور دیدنت...


برچسب‌ها: علی اکبر رشیدی, شغر و غزل امروز
[ جمعه هفدهم آذر ۱۳۹۱ ] [ 20:13 ] [ شعر و غزل امروز ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

------------
شرجی شانه هام بوشهر است
چشم تو ابتدای خیسی ها
قلب من مهر آخرین سرباز
جلوی تیر انگلیسی ها

وسط ازدحام کارگران
بغلت کردم و تنم سِر شد
چاه کندند؛ چون نفهمیدند
از لبان تو گاز صادر شد!
"سید مهدی موسوی"


موضوعات وب
امکانات وب