|
شعر و غزل امروز
من، تو ،خدا ... می شویم یک نفر
| ||
|
یک هیچ ادکلن زده با موی فرفری
شاید وکیل پایــــه یک دادگستری دارد دفاع می کند از دختــری که نیست اسمش پری نه!از همه ی جنبه ها پری! از یک نگاه ساده و معصوم مثل گرگ یک مشت موی سرزده از زیر روسری از دختری که گفته به این هیچ عاشقست از دختـــری کـــــــه رفتـــــه بــا مرد دیگری لیلای قصه خط زده کل کتاب را پیدا نموده شاید مجنون بهتری! رو می کند به سمت تماشاچیان وکیل فریاد می زند کــه تــــو دختر مقصری؟! دختـــر فقط عروسک بازی زندگی ست... ...تو مرده ای به خاطر این جرم :دختری! دیگر به اختیار خودت نیست ماندن و... وقتی که از تمامی خود رنــج می بری حس می کنی گرفته دلت از هر آنچه نیست می خواهــی آسمـــــان را بالا بیـــــــاوری... قاضی نگاه می کند آرام و مرگبار بـــه دادگاه و صندلــی ِ پیـر داوری از خود سوال می کند آیا نمی شود آیا نمی شود که از این جرم بگذری؟ رو می کند بـــه سمت وکیل در آینه با یک نگاه خسته و یک جــــور دلــــخوری شاهد:خودش دلیل :خودش حکم:زندگی قاضی:خودش وکیل:خودش متهم: پـــری --------------------------------------------- آدرس جدید وبلاگ سیدمهدی موسوی غزل پست مدرن آدرس جدیدوبلاگ فاطمه اختصاری رقص روی سیم های خاردار برچسبها: سیدمهدی موسوی, غزل پست مدرن, اشعار سیدمهدی موسوی, شعر و غزل امروز [ دوشنبه پانزدهم آبان ۱۳۹۱ ] [ 19:4 ] [ شعر و غزل امروز ]
|
||
| [قالب وبلاگ : تمزها] [Weblog Themes By : themzha.com] | ||