شعر و غزل امروز
من، تو ،خدا ... می شویم یک نفر  

جنگل ثمـــر نداشت ، تبـــــر اختراع شد

شيطان خبر نداشت، بشر اختراع شد !

«هابيل» ها مزاحم « قابيل» می شدند

افسانه ی« حقـــوق بشر» اختراع شد !

مـردم خيال فخـــر فروشــــی نداشتند

شيـئی شبـيه سكه ی زر اختراع شد

فكر جنايت از سر آدم نمی گذشت

تا اينكه تيغ و تير و سپر اختراع شد

با خواهش جمـــاعـت علاف اهـــل دل

چيزي به نام شعر و هنر اختراع شد !

اينگونه شد كـــه مخترع ازخيـــر ما گذشت

اينگونه شدكه حضرت ِ «شر» اختراع شد !

دنيابه كام بود و … حقيقت؟مورخان !

ما را خبـــــر كنيد؛ اگر اختـراع شد !!

[ چهارشنبه سی و یکم خرداد ۱۳۹۱ ] [ 22:2 ] [ شعر و غزل امروز ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

------------
شرجی شانه هام بوشهر است
چشم تو ابتدای خیسی ها
قلب من مهر آخرین سرباز
جلوی تیر انگلیسی ها

وسط ازدحام کارگران
بغلت کردم و تنم سِر شد
چاه کندند؛ چون نفهمیدند
از لبان تو گاز صادر شد!
"سید مهدی موسوی"


موضوعات وب
امکانات وب