|
شعر و غزل امروز
من، تو ،خدا ... می شویم یک نفر
| ||
|
میل داری تو به رفتن من به ماندن بیشتر مطمئناً دوستـــم داری ولـــی من بیشتر گوشه ی دنجی، شرابی، راحتی، حرف دلی من به این ها قانعــــــم اما تـو حتماً بیشتر... من حسود و دوستانم ذکر خیرت می کنند اینچنین شد اعتماد من بـه دشمن بیشتر کاش شب باشد زمــان رفتن تــو لااقل هست داغ رفتنت در روز روشن بیشتر من تمام زندگی را باختم بی شک ولی شد قشون پاکبازان تـــــو یک تن بیشتر [ دوشنبه پانزدهم خرداد ۱۳۹۱ ] [ 19:1 ] [ شعر و غزل امروز ]
|
||
| [قالب وبلاگ : تمزها] [Weblog Themes By : themzha.com] | ||