|
شعر و غزل امروز
من، تو ،خدا ... می شویم یک نفر
| ||
|
یک) اخبار چند حادثـــه از مـــــوج رادیو آتشفشان هند ، زمین لرزه ی پرو دیروز سرنگون شده از ریل یک قطار دیشب سقوط کرده تـه درّه یک رنو ! هر صبــح : منفجر شدن بمب در عراق هر شام : منتشر شدن مرگ در توگو ! مرگ ِ سه دوره گرد پی سردی هوا قتل دو پیرمرد برای نــــــود پـزو . . . خاموش می کنی و زبان در می آوری اصرار می کنـــی بنشینـــــــم کنار تو خود را کنار مــی کشم و سرخ می شوم آرام می زنی در ِ گوشم که خر نشو . . . جشن عروسی است ، کنارم نشسته ای بــر صندلــــــی راحتــــی ِ روی تابلــــــــو من را شبیه میوه ی گندیده دیده ای من را شبیه پاکتِ خالـــــــــی ماربرو دست مرا گرفته ای و ناز می کنی به مردهای چشــــم چران پیاده رو گفتی که عاشقانه به من فکر می کنی این بار نیـــز راست نگفتـــــی پینـو کیو ! تعقیب چند عامل توزیـــــع آبجــــــــــو افزایش جهانی ین ، کاهش یورو . . . با خشـــــم هدیه هــــای مرا پاره مــــی کنی یک جلد از هگل ، دو سه جلد ازمیشل فوکو ! نشنیده حرفهـــــــــــای مرا قطـــــع می کنی هی داد می کشم سر گوشی : الو . . . الو ! بــی اختیار پنجه ی من پیش مــی رود تا ماشه ی تفنگ پدر ، گوشه ی کشو درب اتاق خواب تـــو را قفل مـــی کنم هی التماس می کنی از نو : نیا جلو ! بــــه خاطرات کوچکمان فکر می کنم شلیک می کنم طرف تو : کیو ! کیو ! آخر ) پاشیده است مغز دو تا نعش در اتاق برنامه هـای ویژه ی تحویل سال نو ! دنیا همیشه منتظر ما نمی شود دنیا عبــور می کند از پیچ رادیو ... [ پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت ۱۳۹۱ ] [ 21:30 ] [ شعر و غزل امروز ]
|
||
| [قالب وبلاگ : تمزها] [Weblog Themes By : themzha.com] | ||