شعر و غزل امروز
من، تو ،خدا ... می شویم یک نفر  

وقتی کــه چشم حادثه بیدار می شود

هفت آسمان به دوش تو آوار می شود

خواب زنانه ای است به تعبیر گل مکوش

گـل در زمین تشنــه ی ما خار می شود

برخیز تا به چشم ببینی که چه دردناک

آیینه پیش روی تــــو دیوار مــــــی شود

دیگر بــــه انتــــظار کدامین رسالتــــی

وقتی عصای معجزه ها مار می شود؟

باز این که بود، گفت انا الحق که هر درخت

در پاســـــخ انا الحق وی دار مــــی شود؟

وحشت نشسته باز به هر برگ، هر کتاب

تاریخ را بین کـــه چــــه تکرار مـــــی شود

[ چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت ۱۳۹۱ ] [ 21:49 ] [ شعر و غزل امروز ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

------------
شرجی شانه هام بوشهر است
چشم تو ابتدای خیسی ها
قلب من مهر آخرین سرباز
جلوی تیر انگلیسی ها

وسط ازدحام کارگران
بغلت کردم و تنم سِر شد
چاه کندند؛ چون نفهمیدند
از لبان تو گاز صادر شد!
"سید مهدی موسوی"


موضوعات وب
امکانات وب