شعر و غزل امروز
من، تو ،خدا ... می شویم یک نفر  
میان خواب منی هی از این به آن دنده

چقدر مانده به پایان؟ به ساعت چند ِ...

به سمت آخر هستی برو! برو!... می‌رفت!

قطــــــــــار مســخره‌ی مـــن بــدون راننده

تو خوب و خوب‌تری از هر آنچه دارم من!

بگو کــــه مال منـــی بین گریــه و خنده

میان هق هق تقویم کهنه می‌پوسد

دو دست خسته‌ی غمگین آرزومند ِ...

پیاز پوست بکن بعد گریــه کن راحت

و قطره قطره بچک هی از آنور ِ رنده

به چشم‌های تو هی فکر می‌کنم... هی... هی

چقــــــــــدر دور شدم از تـــــو مـرد بازنـــــــــــده!

زمین غمزده! تو نیستی و من تنها

چه سوگوارم از امروز ای خداوند ِ...

چه ژست‌های کثیفی که زندگی دارد

آهااای عکس بگیرید لطــــــفا ً از بنده

سکوت... پوچــــــی بینندگان ایــــــن بازی

سکوت... مردم خوشبخت ِ خوب ِ خرسند ِ...!!

[ جمعه پانزدهم مهر ۱۳۹۰ ] [ 18:49 ] [ شعر و غزل امروز ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

------------
شرجی شانه هام بوشهر است
چشم تو ابتدای خیسی ها
قلب من مهر آخرین سرباز
جلوی تیر انگلیسی ها

وسط ازدحام کارگران
بغلت کردم و تنم سِر شد
چاه کندند؛ چون نفهمیدند
از لبان تو گاز صادر شد!
"سید مهدی موسوی"


موضوعات وب
امکانات وب