|
شعر و غزل امروز
من، تو ،خدا ... می شویم یک نفر
| ||
|
تو در معادله های چـــهار مجــهولـــــــی
به ضرب و جمع عدد های فرد مشغولی ببین دوباره مـــــرا در خودت کـــم آوردی که ضلع گمشده ام توی خواب هذلولی من آن سه نقطه ی گیجم پس از مربّع ها کـــــه می رسد به تو از این روابط طولــی دو تا پرنده که از پشت بام می افتند دو تا پرنـده در این اتفاق معمولــــی- « شبیــــه بچگیای من و تــــو هـــــی مردن » « دو تا پلندمو کشتی؟ چلا؟ همین جولی؟ » نگاه کن ! پس از این گریه چی بجا مانده؟ دو چشــــم قرمز خسته شبیـــه گلبولی- که لیز می شود از بوسه های غمگینت تو در تصّـــور من شکل فعل مجهولـــــی [ چهارشنبه سیزدهم مهر ۱۳۹۰ ] [ 22:50 ] [ شعر و غزل امروز ]
|
||
| [قالب وبلاگ : تمزها] [Weblog Themes By : themzha.com] | ||