|
شعر و غزل امروز
من، تو ،خدا ... می شویم یک نفر
| ||
|
مــوی تـــو لشگری ست برای ستمگریت پیداست موی مشکی ات از زیر روسریت محــصول قرن چنــدم هــجری ست قامتت شاعر شده ست رودکی از لهجه ی دریت می داد طعمِ چند تمشکِ رسیده را لب هــــام در برابر ِ انگـور ِ عسکریت وقتِ تنت در آب، نمی شد تمیز داد نوع ِ تـــــو را از آن بدنِ آدمـی- پریت دریا پُر است از آبزیانی شکسته دل که معترض شدند به طرزِ شناگریت در کوچــــه راه می روی و باد می وزد این نکته کافی است در اثبات دلبریت هر تارِ موی تو غزلی عاشقانه است دیگر رسیده تا کمر این شعرِ آخریت [ شنبه دوازدهم شهریور ۱۳۹۰ ] [ 23:6 ] [ شعر و غزل امروز ]
|
||
| [قالب وبلاگ : تمزها] [Weblog Themes By : themzha.com] | ||