شعر و غزل امروز
من، تو ،خدا ... می شویم یک نفر  

و رنگ برف تن تو كه در پر قوهاست

دليل كوچ زمستانی پرستوهاست

و آبشــــار بلـند نگــــاه جــــــــاری تـــــو

مسير حركت مستی چشم آهوهاست

بهار عطر تو را مـــی زند بـــه اندامش

عصاره تن تو در گلوی شب بوهاست

به قرمزی لبت هيــچ جای دنيا نيست

خجالت است كه بر روی آلبالوهاست

گل از دهــــان تـــو انگار شهد می نوشد

كه طعم خوب لبت در دهان كندوهاست

پری تـــرين هيجــــان ترنـــج و نارنجــــی

كه بوسه های تو جادوترين جادوهاست

حســــود نيستم اما تحملش سخت است

هميشه سرخی خون تو سهم زالوهاست

[ جمعه یازدهم شهریور ۱۳۹۰ ] [ 14:28 ] [ شعر و غزل امروز ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

------------
شرجی شانه هام بوشهر است
چشم تو ابتدای خیسی ها
قلب من مهر آخرین سرباز
جلوی تیر انگلیسی ها

وسط ازدحام کارگران
بغلت کردم و تنم سِر شد
چاه کندند؛ چون نفهمیدند
از لبان تو گاز صادر شد!
"سید مهدی موسوی"


موضوعات وب
امکانات وب