شعر و غزل امروز
من، تو ،خدا ... می شویم یک نفر  

گرچه گاهی حال من مانند گیسوهای توست

چشــمه ی آرامشــم پایین ابروهـــــای توست

خنده کن تا جای خون در من عسل جاری کنی

بهترین محصـول هـــا مخصوص کندوهای توست

فتنــــه هــــا افتـــاده بیـن روسری هــای سرت

خون به پا کردی ، ببین! دعوا سر موهای توست

کار دنیا را بنازم که پر از وارونگــی ست

یک پلنگ مدعی در دام آهوهای توست

فتــــح خواهــم کرد روزی سرزمینت را اگر

لشکری آماده پشت برج و باروهای توست

شهر را دارد بـــه هـــم مــی ریزد امشب، جمع کن

سینه چاکی را که مست از زخم چاقوهای توست

کوک کن ، بردار سازت را ، برقصان و برقص

زندگی آهنگ زیبـــای النــگوهــــای توست

خوش به حال من که می میرم برایت اینهمه

مرگ امکانی به سمت نوشداروهای توست

[ سه شنبه یکم شهریور ۱۳۹۰ ] [ 15:0 ] [ شعر و غزل امروز ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

------------
شرجی شانه هام بوشهر است
چشم تو ابتدای خیسی ها
قلب من مهر آخرین سرباز
جلوی تیر انگلیسی ها

وسط ازدحام کارگران
بغلت کردم و تنم سِر شد
چاه کندند؛ چون نفهمیدند
از لبان تو گاز صادر شد!
"سید مهدی موسوی"


موضوعات وب
امکانات وب