|
شعر و غزل امروز
من، تو ،خدا ... می شویم یک نفر
| ||
|
تصمیـــم داشتـم کـه تو را یک غـزل کنم وقتش رسیده است به قولم عمل کنم! این یک معادله است که مجهولهاش را باید بــــــه انزوا بکشانـــم و حل کنـــم کندویمان عصاره ی نیش و کنایه هاست زنبور مـــی شوم کـــه لبت را عسل کنم راحت کنار می کشم از این بهانه ها تا شانه های خالی خود را بغل کنم بوسیدنت خلاف قـوانین کـشور است بايد عمل به شيوه ی بین الملل کنم مـن روی خط زلزلـه ات ایستاده ام قصدم نبود فاصله ای را گسل کنم باید به فـکرهای سیاهم جهت دهم اصلا درست نیست تو را مبتذل کنم! [ پنجشنبه بیستم مرداد ۱۳۹۰ ] [ 1:16 ] [ شعر و غزل امروز ]
|
||
| [قالب وبلاگ : تمزها] [Weblog Themes By : themzha.com] | ||