|
شعر و غزل امروز
من، تو ،خدا ... می شویم یک نفر
| ||
|
درد یک پنجره را پنجره ها می فهمند
معنی کور شدن را گره ها می فهمند سخت بالا بروی ، ساده بیایـــــی پایین قصه ی تلخ مرا سرسره ها می فهمند یک نگاهت به من آموخت که در حرف زدن چشم ها بیشتر از حنجره ها می فهمند آنــچه از رفتنت آمد بــــــه سرم را فـــردا مردم از خواندن این تذکره ها می فهمند نه نفهمید کســــی منزلت شمس مرا قرن ها بعد در آن کنگره ها می فهمند [ یکشنبه نهم مرداد ۱۳۹۰ ] [ 13:22 ] [ شعر و غزل امروز ]
|
||
| [قالب وبلاگ : تمزها] [Weblog Themes By : themzha.com] | ||