شعر و غزل امروز
من، تو ،خدا ... می شویم یک نفر  

روی پیشانی بختم خط به خط چین دیده ام

بسکه خود را در دل آیینـــــه غمگین دیده ام

مـو سپیدم مـو سپیدم مـــوسپیدم مــو سپید

گرگ باران دیده هستم، برف سنگین دیده ام

آه یک چشمم زلیخا آن یکی یعقوب شد

حال یوسف را ببینـــم با کدامین دیده ام؟

آشنا هستی به چشمم صبر کن، قدری بخند

یادم آمـد، مـن تـــــورا روز نخستین دیـــــده ام

بیستون دیشب به چشمم جاده ای هموار بود

ابن سیرین را خبــــر کن، خواب شیرین دیده ام

[ یکشنبه نوزدهم تیر ۱۳۹۰ ] [ 21:44 ] [ شعر و غزل امروز ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

------------
شرجی شانه هام بوشهر است
چشم تو ابتدای خیسی ها
قلب من مهر آخرین سرباز
جلوی تیر انگلیسی ها

وسط ازدحام کارگران
بغلت کردم و تنم سِر شد
چاه کندند؛ چون نفهمیدند
از لبان تو گاز صادر شد!
"سید مهدی موسوی"


موضوعات وب
امکانات وب