|
شعر و غزل امروز
من، تو ،خدا ... می شویم یک نفر
| ||
|
شده باز ابر بارانزای تو امشب وبال من
و باران می چکد از شیروانی خیال من گرفته رنگ ِ چشمان ِ تـــو حــال ِ آسمانـم را هوای شرجی شبهای گیلان است حال من شبیخـــون لب ســـرخ تــــو راه خواب را بسته چه ظلمی می کند لبهات بر چشمان لال من ! نترس از اشک با جرأت تکان ده شانه هایت را تمام غصــــه ها جـا می شود در دستمال من بیا دار و ندارم را بگیر و دل به من بسپار تمام شعر هایم مال تو اما تــو مال من [ شنبه چهارم تیر ۱۳۹۰ ] [ 21:34 ] [ شعر و غزل امروز ]
|
||
| [قالب وبلاگ : تمزها] [Weblog Themes By : themzha.com] | ||