شعر و غزل امروز
من، تو ،خدا ... می شویم یک نفر  

هر شب برای من دو سه ـ رويا می آوری

خورشيدی و ستاره بـــــه دنيا می آوری!

با يک پياله آب خوش و چند پُک هوا

مثل گذشته، حال مرا جا می آوری

تنها معلّمی تو که از اين همه کتاب

زنگ حساب دفتــر انشا می آوری!

در آيه ی نخست اشارات هر شبت

«والّيل» را به خاطر ليلا می آوری!

گاهی مرا کــــــه در دل تو جـــا نداشتم

می خوانی و بهانه ی بی جا می آوری!

با اين که با اشاره به خشکيدن درخت

در بين وعده های خود «امّا» می آوری

من کـودکانه منتظر سيب هستم و

هر شب دلم خوش است که فردا می آوری !


برچسب‌ها: غلامرضا طریقی, اشعار غلامرضا طریقی, شعر و غزل امروز
[ پنجشنبه دوازدهم خرداد ۱۳۹۰ ] [ 11:50 ] [ شعر و غزل امروز ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

------------
شرجی شانه هام بوشهر است
چشم تو ابتدای خیسی ها
قلب من مهر آخرین سرباز
جلوی تیر انگلیسی ها

وسط ازدحام کارگران
بغلت کردم و تنم سِر شد
چاه کندند؛ چون نفهمیدند
از لبان تو گاز صادر شد!
"سید مهدی موسوی"


موضوعات وب
امکانات وب