|
شعر و غزل امروز
من، تو ،خدا ... می شویم یک نفر
| ||
|
این شعرها دیگر براي هیچ کس نیست نه! در دلم انگار جاي هیچ کس نیست آن قدر تنهایم کـــــــــه حتی دردهایم دیگر شبیه دردهاي هیچ کس نیست حتی نفس هــــــــــاي مـرا از مـن گرفتند من مرده ام در من هواي هیچ کس نیست دنیــــاي مرموزي ست مـــا باید بدانیــــــــم که هیچ کس این جا براي هیچ کس نیست باید خدا هـــــــم با خودش روراست باشد وقتی که می داند خداي هیچ کس نیست من می روم هرچند می دانـم کــــــه دیگر پشت سرم حتی دعاي هیچ کس نیست برچسبها: نجمه زارع, اشعار نجمه زارع, شعر و غزل, شعر و غزل امروز [ چهارشنبه یازدهم خرداد ۱۳۹۰ ] [ 14:25 ] [ شعر و غزل امروز ]
|
||
| [قالب وبلاگ : تمزها] [Weblog Themes By : themzha.com] | ||