|
شعر و غزل امروز
من، تو ،خدا ... می شویم یک نفر
| ||
|
یک درختِ پیرم و سهم تبرها می شوم مرده ام، دارم خوراكِ جانورها می شوم بی خیال از رنجِ فریادم تردّ د می کنند باعث لبخندِ تلخِ رهگذرها می شوم با زبان لالِ خود حس می کنــــــم این روزها هم نشین و هم کلام کور و کرها می شوم هیچ کس دیگر کنارم نیست، می ترسم از این این کــــــــه دارم مثل مفقودالاثـرها می شوم ... عاقبت یک روز بــــــا طرزِ عجیب و تــــــازه اي می کُشم خود را و سرفصلِ خبرها می شوم! برچسبها: نجمه زارع, اشعار نجمه زارع, شعر و غزل, شعر و غزل امروز [ چهارشنبه چهارم اسفند ۱۳۸۹ ] [ 10:12 ] [ شعر و غزل امروز ]
|
||
| [قالب وبلاگ : تمزها] [Weblog Themes By : themzha.com] | ||