|
شعر و غزل امروز
من، تو ،خدا ... می شویم یک نفر
| ||
|
تــا کی از يوسف و آن پيرزن تــــر دامن
قصه سر هم بکنم تا تو بخوابی با من ! تا کی انکار کنم عشق زليخايی را تـا مجوز بستانـد غــزلــم الزامن ! ! بی گمان لايق يک قطره لجن خواهم شد اگــــر انکـار کنــــم هيبت دريـــــــــا را من ! عشق آن جغجغه ای نيست که مجنون برداشت تا کــــــه سرگـرم شود بــــــا زدَنَش صدها «من» ! چند قرن است به عشق سريال مجنون غرق در خواب و خيالند همه ، حتا من ! ای که از قصه ی تو اين همه انسان خوابند داوری کــو؟ کـــــــه بگويد تو محقّی يا من ؟! عشق ، عصيان زليخاست نه !حُسن يوسف ! قصه ای بيش نبود آنچــــه تـــــــو گفتی با من ! برچسبها: غلامرضا طریقی, اشعار غلامرضا طریقی, شعر و غزل امروز [ چهارشنبه یازدهم خرداد ۱۳۹۰ ] [ 2:6 ] [ شعر و غزل امروز ]
|
||
| [قالب وبلاگ : تمزها] [Weblog Themes By : themzha.com] | ||